Tuesday, 19 August 2008


پشتِ پرچین هراس، چشمه ساری ست زلال
که ز بُن چشمه ی ایمان جاری ست
در کنار چشمه باغ زیتون در آستانه ی صبح
عطر ِ مریم ها را در مسیحایی ِ انفاس سپید می ریزد
تا تن مرده ز نو برخیزد
نخل ها سبز و بلند، خوشه هاشان پر بار
حاجتی نیست به سنگ، سر به تعظیم تو دارند انگار
in jomle banafsharO doost daram ...
matno az 4qun.com dozdidamzzzzzz ...

No comments: